پرشين‌بلاگ



      
     چهارشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸٦
با درود این وبلاگ ازین پس به وبلاگ عکس تبدیل می شه
Ali Ashrafi

پيام هاي ديگران ()    

      
     چهارشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٦

با درود دوباره

مطالب آنقدر زیاد است که گاه نمی دانم از کجا بنویسم

از اصفهان

از شیراز و یا ...

امسال عید به همدان رفتم و بالاخره گنبد علویان را دیدم در مورد این بنا بیشتر می نویسم اما از آنجا که نوروز است دوست داشتم تا از تخت جمشید تصاویری بگذارم من چهار بار موفق شدم تا این شکوه را ببینم... این هم چند تصویر از تخت جمشید...

چقدر این تندیس با شکوه است

دروازه ملل (ورودی)

گور اردشیر اگر تار شده به دلیل شلوغی است

ولی جالبه نه؟

همای

من فراموش کردم که در صورتی که علاقه دارید تا فرهنگ ایران باستان را بهتر بشناسید و بهتر بگویم درست بشناسید به لینک زیر بروید

http://www.bonyad-neyshaboor.com

تصاویر تخت جمشید

عکس های تخت جمشید

نمایه های تخت جمشید

Ali Ashrafi

پيام هاي ديگران ()    

      
     سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥

با درود

این روزها وقت بیشتری برای نوشتن پیدا می کنم . به هر حال این وبلاگ در مورد معماری است قبول هم دارم خیلی در مورد معماری اسلامی می نویسم ... به هر حال من که فکر می کنم خیلی کمه ...

به خود قول داده بودم تا از چغازنبیل بنویسم و کمی کاهلی کردم ولی گفتم چند تا عکس زیر را برای خالی نبودن عریضه بگذارم ... عکسها از خودم است ...

این هم عکس پاروناما

باور کنید سه پایه نداشتم!

نوروز سال ۸۵

چغازنبیل

نمای دور از معبد چغازنبیل

Ali Ashrafi

پيام هاي ديگران ()    

     سفر به بسطام
     جمعه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٥

سفر به بسطام

یگانگی او بسیار مردان مرد را عاجز گرداند و بسی عاجزان را به مردی رساند...

                                                                                                         بایزید بسطامی

ساعت یازده از آزاد شهر (شهری کوچک در استان گلستان ) به سمت بسطام رفتم . جاده مسیر جالبی دارد . دقیقا می توانید تغییر پوشش گیاهی را ببینید . از محیط مرطوب به محیط کویر و دشت های فراخ شاهرود و سمنان . سر راه هم اگر ماشین شخصی داشته باشید می توانید به دیدار پیر خرقان ( شیخ ابوالحسن خرقانی) و همچنین پیر جنید هم بروید . شوربختانه من تنها توانستم به دیدار بایزید بروم و دیدار از دو پیر بزرگ را به گاهی دیگر موکول کردم.

بسطام شهر کوچکی است و میگویند از زمان هخامنشیان بر جای بوده است . در شهر باد سردی می وزید و آسمان یکسر آبی بود احساس می کنی خدا اینجا بیشتر حضور داشته ...

به دنبال آرامگاه بایزید که بگردید سریع آن را پیدا می کنید بنایی بزرگ شامل خانقاه ، معتکف گاه ، مسجد و امامزاده است . برخی منابع می گویند بایزید از اصحاب امام ششم بوده است . اما این مطلب نادرست است چرا که حضرت بزرگوار صادق در سال 148 هجری از دنیا رفته اند و بایزید آنطور که در بیشتر کتب نقل شده در قرن دوم و یا به قولی سوم زندگی می کرده است . پس بعید است که با آن بزرگ هم دوره بوده . اما اینکه می گویند با نواده حضرت ( امام زاده مدفون در جوار بایزید ) از مدینه آمده است ، من باز هم تردید دارم به هر حال از کسانی که اطلاع در این زمینه دارند ، می خواهم تا مرا راهنمایی کنند. اکنون به بررسی بیشتر بنا می پردازم:

صومعه بایزید: (چله خانه ، معتکف گاه ، خانقاه ) :

این محل که در گوشه جنوب غربی قبرساده و بی آلایش بایزید است قرار دارد سه اتاق دارد که ابعاد دو اتاق آن 2*2 است و یک اتاق آن 2*5/1 متر است . اتاقها به هم مرتبط  است . سقف این اتاقها بسیار کوتاه است گچ بری های بنا منوط به سال 702 هجری قمری می باشد و در زمان حیاط بایزید ساخته نشده است متاسفانه بانیان بنا با من همکاری نکردند و نتوانستم از داخل چله خانه ها عکس بیاندازم عکس هایی هم که انداختم بسیار تار است .

ایوان غربی (717 ه.ق) و دالان اولجایتو (713 ه.ق )

هر دو این بنا ها به عقیده من دارای سبک آذری اند و دلیل این ادعا اینست که سادگی در بنا بسیار به چشم

 می خورد و در ضمن بانی و موسس بنا هم اولجایتو بوده است . این دو بنا فوق العاده زیبا هستند . البته من خودم از سبک آذری بسیار لذت می برم و آنرا بیشتر از تمام سبکها دوست دارم .

مسجد جامع بسطام (700 تا 706 ه.ق)

شوربختانه این مسجد هم مانند خیلی از مساجد ما تنها موقع عبادت و نماز باز می شود ( از دست دادن کارکرد و تعریف اساسی مساجد به خوبی در جامعه ما مشهود است ) نتوانستم داخل مسجد را ببینم ولی توانستم از برج کاشانه تصاویر خوبی بگیرم .

مسجد بسطام صحن مستطیل شکلی به ابعاد 17 * 5/18 متر است . مسجدی دو شبستانی است ( شمال و شرق) شبستان شمالی ( شبستان زمستانی ) دارای 10 ستون مربع شکل است . شبستان شرقی ( شبستان تابستانی ) وسیع تر است . در ورودی برج نیز از کنار محراب همین شبستان باز می شود . این بنا به مناره نمی خورد اما کارکرد آن احتمالا همین مناره بوده است . به یاری خدا دفعه بعد باز هم به دیدار بسطام خواهم رفت و اطلاعات بیشتری به دست می آورم .

مردم بسطام زیاد میل به بیگانگان ندارند و از راهنمایی خودداری می کنند . به امید روزی که این مردم خود را باز شناسند و از پیر بسطام درس آزادی و آزادگی بیاموزند.

اثری از پیر بسطام نیست ... سکوت ... بادی سرد... و هرزگاهی عبور چند ماشین...

 از پیر بسطام و ذکر هایش اثری نیست جز نامی و سنگی و آرامگهی .گویی ولی شناسان رفتند ازین ولایت...

 هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق                           ثبت است بر جریده عالم دوام ما

                   

                                       آرامگاه بایزید

tazinate bana

تزیینات برج کاشانه

oljaytoo

                                        ایوان اولجایتو سبک آذری کاملا مشهود است

              

eyvane gharbi

                                                      ایوان غربی و آرامگاه بایزید

 

 

 

 

Ali Ashrafi

پيام هاي ديگران ()    

      
     جمعه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٥

در ساعت پنج عصر ...

درست ساعت پنج عصر...

بی هیچ بیش و کم در ساعت پنج عصر

 

بلیط قطار ساعت 4.5 بود ... کاغذ ساده ای که روش یه سری عدد نوشته بود منو می تونست ببره زنجان ...

درست یه سال بود که می خواستم زنجان برم برای دیدن سلطانیه اما نمیشد ... راستش می خواستم دیگه تنها نرم از تنهایی سفر کردن و از تنهایی دیگه خسته شدم با اینکه دوست دارم تنها باشم ولی به هر حال نشد و بازم تنها رفتیم. شبو تو یه مهمانخانه گذروندم مرد مهماندار بسیار مودب بود و من از اینکه یه نفر اینقدر مودبه واقعا لذت می بردم .صبح بالاخره راه افتادم از میدان آزادی ماشین مستقیم تا سلطانیه هست راحت می شد رفت  سلطانیه تفرجگاه مغولان بیست دقیقه تو راهید البته اگه ترکی بلد باشید ( که من بلد نیستم ) خیلی راحت ترید مردم زنجان البته مردم خوبی هستند .

از دور ماشین افتاد توی یه دشت مسطح من شنیده بودم که گنبد سلطانیه(703 تا 710 ) خیلی بزرگه و از دور کاملا نمایانه . باور کنید تا نبینید باورتون نمیشه از دور کاملا هویدا است عظمتی باور نکردنی . از دور انگار دارید یک برج بلند رو می بینید و خوشبختانه از تمام ساختمانهای اطرافش بلند تره ( فعلا البته) با سرعت خودمو بهش رسوندم از همون دور یه عکس ازش انداختم .

 

 

اينم اون عکسه !

 

بنا هشت ضلعی است  و ارتفاع بنا از نوک گنبد تا کف زمین 50 متر است ( یک ساختمان تقریبا 14 طبقه امروزی)  به گفته مرحوم پیرنیا گنبد سانتا ماریا دلفیره از روی این بنا ساخته شده چون این بنا گنبد دو پوسته دارد . البته باید اضافه کنم که سلطانیه یک مجموعه (ارسن) بوده که شامل خانقاه ، بیمارستان ، آرامگاه ( همین بنای کنونی ) بوده که آرامگاه و تربت خانه آن باقی مانده است .

 

 

 شیوه

ارسن باقی مانده

 

 

بنا هم سبک آذری است . البته مرحوم پیر نیا در مورد این سبک مطالب بسیاری آورده اند ( که همان طور که مستحضرید تو کنکورم ازش  خیلی سوال میکنند  و معمولا سوالاتشونم فقط خودشون می تونند جواب بدن !!) اما باید بدانید تا این سبک را نبینید ، تا آجر کاری هایش را نبینید نمی توانید این سبک را به خوبی درک کنید . کتایب هست به نام  : سلطانیه به استناد کتیبه ها تالیف آقای قوچانی و از انتشارات گنجینه هنر ، این کتاب شرح کامل سلطانیه روش ساخت آن به استناد کتیبه ها را کاملا بیان کرده است . البته اگر بتوانید بنا را با این کتاب ببینید خیلی بهتر است . من سعی کردم در اینجا قسمتی از این کتاب را که در مورد نظر پرفسور سن پائولزی ( مرمت گر اولیه ایتالیایی بنا ) در مورد تزئینات بنا است بیاورم :

 

 در گنبد سلطانیه سه دوره تزئینات  دیده می شود که دوره اول مربوط به اصل بنا که با تزئینات کاشیکاری بوده و یک دوره تزئینات با کاشی کاری بوده و یک دوره تزئینات با کاشی شش گوش که از کف تا ارتفاع حدود سه متری را زینت داده است و دوره سوم تزئینات گچ کاری است که روی تزئینات اصلی گنبد انجام گرفته است .

 

البته نظر پرفسور گدار در مورد گچکاری ها این است که گچکاری ها منوط به زمان صفویه است و پرفسور ایتالیایی با این نظر مخالف است و دلایل ایشان در این کتاب قید شده است . در آخر سعی شده تا با عکسها بیشتر به معرفی بنا بپردازم باور کنید آنقدر مطلب در مورد سلطانیه هست که نمی شود همه آنرا در اینترنت قرار داد ولی به هر حال و به نظر من 4 ساعت راه از تهران تا زنجان راهی نیست که نشود تحمل کرد . خصوصا با جاهای دیدنی زنجان یه روزه هم میسه رفت با هزینه خیلی کم . ولی شما سعی کنید مثل من تنها نرید ...

فره ایزدی یارتان

علی

اين عکسو قاچاقی انداختما اين يکی از  گلدسته های گنبد سلطانيه

است که هشتاست گفته ميشه که وقت نماز هشت موذن روی

اين گلدسته ها اذان می گفتن...باورتون ميشه بازم تا با  بالا پله داشت

 

اينجا هم به قولی آرامگاه اولجايتو است اما گمانه زنی ها چيزی را به اثبات نرسانده توجه کنيد که زير تربت خانه است .

طبقه ميانی

 

تزئينات بنا

قطره ای از دريا

 

نمای زيبايی از سلطانيه

برآمدگی جلو تربت خانه است که بعدا به بنا اضافه شده است

اولجايتو تصميم داشت بدن حضرت امير را  از نجف به اين محل

انتقال دهد اما نشد و فقط تربت ايشان را به محل آورد

 چلبی اولو نوه مولوی (جلال الدين بلخی )

محلی شامل خانقاه و عبادت گاه

من که حس عجيبی داشتم احساس کردم سالها اونجا بودم ...

اين بنا نزديک سلطانيه است ۱۰ دقيقه فاصله

 

 

بنای موط به عصر صفوی من چون ديرم شده بود اين عکسو از دور انداختم

خارجی ها هم زياد بودن

 

همين ديگه اگه کم بود ببخشيد...

Ali Ashrafi

پيام هاي ديگران ()    

      
     یکشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٥

سلام

قرار بود تا از مدرسه چهار باغ مطلب بنویسم اما از آنجا وبلاگ من عکس نداشت ترجیح دادم تا وقتی عکس دار شد در مورد آن مطلب بنویسم و البته این قضیه مترو و گذر آن از خیابان چهار باغ و قطع چندین درخت از این خیابان نیز عامل مهمی در یاد کردن از این بنای تاریخی است .

مدرسه چهار باغ در واقع آخرین بنای با شکوه عصر صفوی است که( البته این روزها حوزه علمیه امام جعفر صادق شده ) در زمان شاه سلطان حسین صفوی ( آخرین شاه صفوی) بنا گردیده است.

این مدرسه به صورت چهار ایوانی ساخته شده است . نمای خارجی عمارت شامل سر دری با شکوه است . هفده تاق نمای  دو طبقه آجری در اطراف درب ورودی خود نمایی می کند . سر در ساختمان مزین به کاشی های ریز و ظریف همراه با مقرنس های پر نقش و نگر است که ورودی بنا را تشکیل می دهد.

قسمت داخلی مدرسه شامل هشتی ورودی ، حیاط داخلی ، گنبد ، مناره و حجره ها می باشد .

زیباترین قسمت مدرسه از نظر کاشی کاری  شامل موارد زیر است :

1-       محراب با کاشی معرق

2-       گنبد

3-       هشتی ورودی

4-       ایوان جنوبی

5-       ایوان شمالی

لازم به ذکر است که صحن مدرسه چهار باغ نمونه کامل یک معماری با شکوه است . حجره هایی که در دو طبقه و در فواصل ایوان های مدرسه ساخته شده اند اختصاص به سکونت طلاب علوم دینی داشته است .

اکثر این حجره ها دارای نقشه یکسانی هستند که از یک اتاق نشیمن در جلو و قسمتی به صورت صندوقخانه و در عقب و قسمتی به نام بالا خانه تشکیل می شود.

حجره شاه سلطان حسین صفوی هم در این بنا بسیار دیدنی است . منبر دوازده پله مدرسه (بیانگر دوازده امامی بودن سازنده آن ) که از سنگ مرمر یکپارچه ساخته شده است از بهترین نمونه های حجاری آن روزگار است .

شبستان مسقف چهار باغ که در ضلع شرقی مدرسه واقع شده است با درب منبت کاری بسیار نفیسی به محوطه زیر گنبد متصل می شود . در این شبستان سه محراب وجود دارد که کتیبه های اطراف آنها را محمد مومن الحسینی به سال 1118 هجری کتابت کرده است . این شبستان دارای ویژگی جالبی چون تغییر صدا و انتقال صدا می باشد.

در شمال بنا نیز بازار چه های زیبا و مرتفع وجود دارد که در عصر صفویه بزارچه شاهی نامیده می شد.

در شرق مدرسه نیز کاروانسرای مادر شاه قرار دارد که در حال حاضر به مهمانسرای عباسی مشهور شده است.

به طور کلی مدرسه چهار باغ با مساحت ( 8500 متر مربع ) و ارتفاع مناره های آن 38 متر و حیاط آن 60 در  65 متر می باشد.

این مدرسه هم اکنون مدرسه علمیه امام جعفر صادق نامیده شده است.

 

منبع : راهنمای چهارباغ

اينم از عکسها ترو خدا فقط ذکر منبع بکنيد

 

چهار باغ عيد ۸۵

 

 

Ali Ashrafi

پيام هاي ديگران ()    

      
     دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥

در اين قسمت هم چندين نمونه از سبک ها

ببخشيد که عکسها کم بود...

baroqu

 

يک کمد عصر باروک

rococo

يک کمد عصر روکوکو

mary

صندلی زمان وليام و مری

به دليل نوع لباس خانمها اين قبيل مبلمان

در آن دوره رواج يافت

 

elizabeth1

تخت زمان اليزابت

اين تختها غالبا بزرگ بود و در بالای آن

سايبانی با تزئينات فراوان به چشم می خورد

 

 

 

ane 

صندلی سبک ملکه آن

اين سبک تا امروز هم دوام آورده

 

ane2

سبک ملکه آن

Ali Ashrafi

پيام هاي ديگران ()    

      
     دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥

پيام هاي ديگران ()    

      
     دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥

سلام

اين بار مطلبی رو از کنفرانسم در مورد مبلمان کلاسيک آوردم تا هم اونايی که  علاقه مند هستن بخونن و هم اونايی که می خوان در مورد مبل  و تاريخچه اون بيشتر بدونند.اما قبل از هرچيز ديگری از آقای مهندس امير جليلی به خاطر تدريس و راهنمايی های خوبشون در مورد دکوراسيون و طراحی داخلی کمال تشکر رو دارم

                                                                                             علی

 

مبلمان کلاسيک در فرانسه به دوره هاي زير تقسيم  مي شود:

1-قرن 14 و 15

2- قرن 16 ( رنسانس)

3-1610 تا  1643 لويي 13

4- 1643 تا 1715 لويي 14

5- 1715 تا 1744 لويي 15

6- 1744 تا 1793 لويي 16

7-1795 تا 1804

8- 1804 تا 1815 

يك تقسيم بندی كلي  دیگر هم وجود دارد که  شامل :

      1- گوتيک

2-رنسانس ( لويي 13 )

3-باروك ( لويي 14 )

4-روكوكو ( لويي 15 )

                                                            *

5-دوره بازگشت  ( لويي 16 ) ( نئو کلاسیسم ) 

6-مدرن ( شامل  دوره هاي آرت نووا و آرت دکو مي باشد )

7-روستيک ( روستايي )

 

لويي سیزدهم

در این سبک  که از ایتالیا آغاز و در فرانسه به اوج خود می رسد ، بیشتر از چوب بلوط و گردو استفاده می شود .

در این سبک از الگو های ساده هندسی و گاه برجسته استفاده می شود .

 

لویی چهاردهم :

در زمان لویی چهاردهم  سبک باروک به اوج خود میرسد . این سبک باشکوه و سلطنتی است و تلاش میکند تا قدرت لویی چهاردهم را بیان کند . سه ویژگی خاص این دوره عبارت است از :

قرینگی

استفاده از چوب های طلایی رنگ

و همچنین پیروی از سبک روم باستان

 

 

لويي پانزدهم

فرزند لويي چهاردهم بود وي خيلي زود و در سن پنج سالگي به تخت سلطنت نشست . تغييرات در ساختار جامعه در اين دوره  بسيار به چشم مي خورد . از اين دوره به بعد افول در تجمل گرايي ( مختص پادشا هان فرانسه ) به چشم مي خورد .

 


 

* نئو کلاسیسم به چندین دوره تقسیم میشود : 1- لویی 16  2- هپل وایت   3- شراتون 4- رجنسی  5- سبک امپراطوری

قصر هاي با شکوه کم کم تجمل خود را از دست مي دهد و جاي خود را به قصر هاي کوچک تر مي دهد و در واقع از همين دوره ها بود که مردم مطالبات آزادي و زندگي مانند نجبا و ثروتمندان را خواستار شدند . اين بدان معنا بود که از تجملات کوچکتر شود در واقع  اين تجملات شکل خود را حفظ کردند اما در آنها بيشتر از تناسبات مردانه ( ظرافت کمتر ) استفاده مي شد .

خصوصيت اصلي مبلمان دوره لويي پانزدهم در واقع استفاده از منحني در کارها بود . اين امر در واقع از زمان لويي چهردهم آغاز شده بود .استفاده از خطوط مورب و راست .  نما و کناره هاي کابينت ها همگي داراي انحنا بودند  و کار دستي زيادي براي ساحت آنها به کار برده مي شد . در اين دوره بيشتر منحني در بالاي کار ها ديده مي شد. چوب هايي که بيشتر در اين دوره استفاده مي شد شامل :

شمشاد

ماهون

گردو

انجير مصري

آبنوس و ...

 

لويي شانزدهم

در این دوره یک بازگشت به سبک یونانی رومی شکل می گیرد

بسياري از فرمها در اين دوره مشمول تغيير شدند و بيشتر اين تغيير هم بوسيله  ماري آنتوانت ( ملکه اطريشي تبار ) ايجاد شد که فرمهاي  ساده تر و جديد و مجلل را مي پسنديد . همين امر سبب خلق سبک اين دوره گرديد . در مقايسه با سبک هاي انگليسي هم دوره با سبک لويي 16 بايد گفت که اين سبک همچنان پر تجمل بود اما کمي ساده تر .

مشخصه اصلي مبلمان در اين دوره استفاده از نما هاي صاف  و خطوط راست  و همچنين تعريفي جديد از جزئيات تزيين بر روي مبلمان  قالب هاي کوچک و همچنين حکاکي کمتر بر روي مبلمان در اين دوره ديده مي شود . الوار هاي به کار رفته در اين دوره همان الوارهاي دوره گذشته بودند.

در مجموع در آن دوره مبلمان يک صنعت اشرافي بود . به مجموع اين دوره سبک فرانسوي مي گويند.

 

 

 

 

 

کلاسيک انگلستان

در اينجا لازم است اين نکته را ياد آور شوم که کشورهاي ديگر اروپا نيز سهم بسزايي در مبلمان کلاسيک داشتند . اين کشورها شامل ايتاليا ، آلمان و اطريش هستند . اما در اينجا به دليل کمي مجال  به  کلاسيک انگلستان مي پردازيم .

دوره هاي مبلمان انگليس به شرح ذيل است :

1-    دوره تحول ( گوتيک )

سراسر تاريخ مبلمان کلاسيک در واقع شامل تغييرات است و  اين تغيرات  همگي مشمول تغيرات تاريخي و محيطي هستند  که

1660 مي تواند شامل موارد ذيل باشد :

محدوديت دانسته ها

محدوديت ابزار

دسترسي به چوب هاي محلي

عوامل اقتصادي

جنگ و صلح در منطقه

و عوامل ديگر

در انگلستان درختان بلوط و راش به عنوان درختان محلي به وفور وجود داشت اما به سبب پيشروي در قلمرو هاي ديگر شاهد گستردگي درختان هم هستيم

 

بلوط                                                                                                        سالهاي 1500 تا 1600

گردو                                                                                                       سالهاي 1660 تا 1723

ماهون                                                                                                     سالهاي 1715

خشب ( نوعي درخت با چوب زرد )                                                              سالهاي 1765

 

 

تا سال 1500 ميلادي ( دوره گوتيک ) بيشتر تعاليم هنرمندان زير نظر کليسا بود . بنابر اين ، تزئينات مبلمان گوتيک بيشتر از تزئينات کليساي گوتيک تبعيت مي کند .

درودگر ، آهنگر و خراط در ساخت يک مبلمان شرکت داشتند که شامل ميز ، عسلي ، صندوق و حتي تابوت مي شد اين سبک در دوره هنري 5 دچار تحول شد.

 

 

سبک اليزابت ( 1558 تا 1653)

رنسانس از همين دوره وارد انگلستان مي شود . چوب بلوط هنوز بيشترين استفاده را در مبلمان داشت . پايه هاي مبلها در اين دوره به شکل پيازي بود و در قسمتهاي بالايي به شکل منحني در بالاي تختها نيز تزيينات بسياري به چشم مي خورد .استفاده از فلزات در نماي بوفه ها و گنجه ها ديده ميشد  تخت خوابها بسيار بزرگ ساخته ميشد با سايباني مجلل در بالا سر آن

 

 

سبک ژاکوبين ( جيمز اول و دوم ) 1603 تا 1660

 

چوب بلوط در اين دوره هنوز خمير مايه اصلي مبلمان بود . در اين دوره بيشتر سبک هاي دوره اليزابت حفظ شد . اما پيرايه و تزيينات کمتر شد .

تغييرات در مد مخصوصا در لباسهاي خانمها باعث شد تا صندلي ها بدون دسته شوند و تقريبا جزء اثاثيه عمومي شود . صندوقچه کم کم به فراموشي سپرده شد و جاي خود را به دراور داد .

در اواخر همين دوره بود که جعبه انجيل جاي خود را به ميز مطاله داد .

 

 

دوره رفاه عمومي ( 1649 تا 1660 )

 

ر اين دوره بسياري از ثروتمندان انگلستان را ترک کردند . تفکر پرتستان در اين دوره غالب شد و سادگي در آثار مبلمان حاکميت پيدا کرد.

 

 

دوره استرداد ( 1660 تا 1689)

 

چارز دوم وقتي به سلطنت نشست با خود مبلمانهاي بسيار مجللي را از فرانسه و هلند به ارمغان آورد اين در واقع نوعي پاسخ به پروتستانها بود . در اين دوره است که کتابخانه ، تخت خواب نيم روزي ساخته مي شود . آتش بزرگ لندن در سال 1666 باعث شد تا شهر دوباره ساخته شود ولي اين بار خانه ها کوچکتر ساخته شد . روکش چوب گردو جاي حود را به بلوط داد . قاب هاي صندلي ها غالبا نقره کاري مي شد.

اولين کتابخانه ها در اين دوره ساخته شد ( سابقا در جعبه يا کمد ساخته مي شد )

 جا رختي نيز براي لباس ثروتمندان ساخته شد

ارتفاع تکيه گاه صندلي ها بزرگتر شد .

در همين دوره هنرمندان فرانسوي به انگليس آمدند تا بتوانند تعالين و سبک هاي جديد را به هنرمندان انگليسي بياموزند.

 

وليام و مري

 

 

مري پرنس هلندي با خود ملزومات بسياري را از هلند به انگلستان آورد . بيشتر اين مبلمان ها تمايل به راحت نشستن فرد را داشتند مثلا پشت آنها شبيه به  پشت انسان شکل گرفته بود و نرم بود چوب گردو در اين دوره بسيار زياد مصرف مي شد .

 

 

ملکه آن :

 

در اين دوره سعي ميشد تا از آموخته هاي خارج از انگليس براي ايجاد سبکي خاص و انگليسي تلاش شود . از آنجا که خانه ها کوچکتر مي شد مبلمان کوچکتر و کم حجمتر نياز بود . در واقع اين سبک از مبلمان تا امروز هم دوام آوره است

ميز هاي کوچک براي چاي خوردن بازي و... ساخته شد.

آينه هاي تعويض لباس دستشويي و... دراور هاي سبک انگليس نيز رواج پيدا کرد .

ديگر دوره هاي انگليس شامل

 

 دوره جرجين

 

 دوره چيپندل

 

دوره تبعيت از سبک ناپلون . فرانسه

 

دوره آدام

 

دوره شراتون

 

دوره ويکتورين

 

 

 

Ali Ashrafi

پيام هاي ديگران ()    

      
     یکشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥

خبر هولناک بود . . .

ميرميران مرد... نميدانم چه بايد گفت جز اين شعر لورکا که:

برو ايگناسيو

به هيابانگ شور انگيز حسرت مخور

                                           بخسب

                                                  پرواز کن

                                                             بيارام

                                                                   دريا نيز می ميرد

Ali Ashrafi

پيام هاي ديگران ()    

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]